المحقق السبزواري
592
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
دارد ، چه هرگاه اين ملكه راسخهء او شود ، پنهان داشتن اسرار بر او دشوار نباشد و چون آن حال بر پادشاه معلوم گردد او را به افشاى اسرار متّهم ندارد . چه بنابر اتّصال و ارتباط اجزاى عالم به يكديگر و صحّت استدلال از بعضى بر بعضى اسرار پنهانى از معرفت امور ظاهرى بسيار هويدا شده و منتشر گرديده و به سبب آن ملوك و حكّام را نسبت به كسانى كه محلّ اعتماد آن نيز بودهاند گمانهاى بد حاصل شده . و ببايد دانست كه پادشاهان را همّتهاست كه بدان منفردند ، چنان كه از همهء خلق خدمت و عبوديّت طلبند و خود را در همه كار مصيب شمرند ؛ بايد كه در اقامت مراسم بندگى تقصير ننمايد و در هيچ كارى جرمى و تقصيرى به پادشاه حواله ننمايد ، هرچند در كمال تقرّب باشد و ملك با او كمال انبساط نمايد . و اگر چيزى از پادشاه بيند كه به اعتقاد او بد باشد ، باز نگويد و اگر به نادر بر سبيل سهو گفته باشد و به پادشاه رسيده باشد ، به آن اعتراف نكند كه تفاوت ميان اخبار و اقرار بسيار است . و اگر امرى داير شود ميانهء آنكه گناه را به خود بايد گرفت يا به پادشاه حوالت كرد ، گناه را به طرف خود اندازد و ساحت جانب پادشاه را از اسناد غبار نقص و تقصير منزّه دارد و اهتمام در اظهار برائت ساحت ملك از آن امر بنمايد . آنگاه ، به لطايف تدبير سببى انديشد كه رفع گناه از خود نيز بنمايد و عذر خود در آن امر واضح سازد . و در همهء كارها آنچه نزد مخدوم و ولىنعمت محبوب است و او را خوش مىآيد ، اختيار نمايد ؛ و از آنچه مكروه و ناخوش طبع اوست ، احتراز لازم داند ، هرچند آن اختيار و احتراز بر مكروه و ناخوشى طبع او مشتمل بود ، و در نفس خود محقّق و مقرّر دارد كه در اقامت مراسم بندگى هيچچيز با بهرهتر از ترك بهره و حظّ نفس خود نيست . پس ، در هر امر كه ميانهء او و مخدوم واقع شود و خود را در آن حظّى بيند ، ترك آن نمايد و حظّ مخدوم را مستخلص سازد تا ثمره و فايدهء آن بالاخره هم به او عايد گردد . و در طلب منافع از ملوك و رؤسا به لطف عظيم استعمال بايد نمود و راه طلب و سؤال ، چه جاى مبالغه و الحاح ، نبايد گشود و شره و طمع را مجال نبايد داد و قناعت و كوتاهدستى را عادت و شعار خود بايد ساخت . و فى الحقيقه دنيا به كسى روى كند كه از او روگرداند ، و از كسى گريزد كه بر او